![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
| ||||||||
|
بازي در نقش يك شاه جوان در دونگيي چطور بود؟ خيلي خوشحال بودم كه نقش يك شاه را در اين مجموعه بازي ميكردم، بخصوص اين كه قصه مجموعه براساس رخدادهاي واقعي تاريخي بود. در كل، درامهاي سنتي و تاريخي را دوست دارم. شخصيت سوك جونگ شخصيت جالبي است و نوع حمايت او از زيردستان (و بويژه دونگيي) جالب است. از اين كه او ميخواست آزاد باشد و بتواند آزادانه به همه جا سرك بكشد، خوشم ميآمد. او حتي تصميم ميگيرد از ديوارهاي قصر خود فراتر رفته و دنياي بيرون را سنجيده و تجربه كند. لي بيونگ هون كارگردان مجموعه، هويت خيلي خوبي به اين مرد جوان داد و در فيلمنامه او و كيميييونگ، اين آدم به نوعي دوبارهسازي ميشود. براي برگردان تصويري اين آدم از روي كاغذ به روي نوار فيلم، با سختي زيادي روبهرو نشدم. اين تغيير و تبديل، به واسطه توضيحات كارگردان، راحت و منطقي صورت گرفت. رهآورد سفرهاي پادشاه سوك جونگ براي شما چه بود؟ صادقانه بگويم، اصلا تصورش را هم نميكردم او داراي چنين قابليتها و تواناييهايي باشد. وقتي قرار شد اين نقش را بازي كنم، به خودم گفتم: «او فقط يك شاه است. تا كجا ميتواند از قصر خود دور شود؟» اما او نهتنها خيلي سريع فكر ميكند بلكه خيلي هم سريع عمل ميكند. اين سفرها در دل قصه مجموعه لازم و ضروري به نظر ميرسند، زيرا او ميخواهد با زندگي واقعي مردم كوچه و بازار آشنا شود. اين موضوع به صورت گذرا در صحنههاي مختلف مجموعه به نمايش درميآيد. خب، وقتي قرار باشد مجموعهاي 75 روز پخش شود، شما بايد مواد لازم و زيادي در دست داشته باشيد. به همين دليل، در هر قسمت مجموعه، فضاها و مكانهاي زيادي نمايش داده ميشدند. خودم شخصا اين سفرها را خيلي دوست داشتم، چون در آنها چيزهاي بانمك زيادي وجود داشت. به كمك اين صحنهها من شيوه تازهاي از قصهگويي را براي تماشاگران تلويزيون تجربه كردم. فكر نميكنيد شخصيتي كه در مجموعه نقش آن را بازي ميكنيد، كمي بيش از حد كاريكاتورگونه است؟ فكر ميكنم در اين رابطه همه چيز به زاويه ديد برميگردد. آيا فكر نميكنيد تماشاگران درباره او به اين دليل اينگونه قضاوت و داوري ميكنند كه سوك جونگ شخصيتي جذاب و مورد علاقه آنهاست؟ در درامهاي قبلي اين شخصيت تاريخي، تلختر و خشنتر به تصوير كشيده شده بود و در مقايسه با آنها، اينطور تصور ميشود كه شخصيت من در «دونگيي» كاريكاتورگونه به نظر ميرسد. البته اگر بخواهم واقعيت را بگويم، خودم هم در ابتداي پخش مجموعه خيلي زياد نگران نوع برخورد و واكنش تماشاگران نسبت به شخصيت سوك جونگ بودم، اما تهيهكنندگان مجموعه، هنرمنداني ماهر بودند كه ميدانستند چگونه سنتشكني كرده و خط قصهگويي سنتي را عوض كنند. در نتيجه، ما توانستيم واكنشها و بازيافتهاي مثبتي از سوي تماشاگران دريافت كنيم. برعكس نقشهاي كمدي شما در چند فيلم و مجموعه ديگر، شخصيت شما در دونگيي كمدي نيست. در مصاحبههاي ديگرم هم گفتهام كه هميشه ميخواستم در نقشهاي كمدي ظاهر شوم. خودم از طرفداران نمايشها و برنامههاي كمدي و طنز تلويزيون هستم. در همان حال، همه تلاشم را به كار بردهام تا در مجموعههاي درام و ملودرام هم طبيعي و قابل قبول به نظر برسم. هر چه سنم بالاتر ميرود، احساس ميكنم ميخواهم آن بخش ديگر خودم را كه بامزه و بانمك است، در معرض ديد و قضاوت تماشاگران بگذارم، اما برعكس تصور من، آن فيلمهايي كه فكر ميكردم جزو كارهاي پرفروش روز شوند، در جدول گيشه نمايش موفقيت زيادي كسب نكردند. متوجه شدهام كه وقتي نقشي كمدي بازي ميكنم، تماشاگران واكنش بهتري نسبت به آن نشان ميدهند. به همين دليل بود كه احساس كردم اگر رگههاي پنهان كمدي را در قالب شخصيت سوك جونگ به نمايش بگذارم، حاصل كار چيز خيلي بهتري خواهد شد. در اين حالت، هم صحبت اين شخصيت بيشتر احساس ميشود و هم تماشاچي با او همراهي بهتري ميكند. در دونگيي، شما نقش يك آدم كاملا سرحال و بذلهگو را بازي ميكنيد كه ارتباطات زيادي با شخصيتهاي قصه دارد. آيا فضاي صحنه فيلمبرداري هم همين طور بود؟ يكي از روزهاي فيلمبرداري در خانه منتظر بودم تا فيلمنامه به دستم برسد، اما به من گفته شد براي آن روز فيلمبرداري نيست و ما ميتوانيم استراحت كنيم. همراه بقيه اعضاي گروه تصميم گرفتيم براي ناهار به يك رستوران خوب قديمي برويم. خيلي خوش گذشت. تمام روزهاي فيلمبرداري ما همين حالت گرم و صميمي را داشت. ما مثل اعضاي يك خانواده بوديم و كسي احساس غريبي نميكرد. وضعيت به گونهاي شده بود كه ديگر كسي بقيه را به اسم كوچك يا بزرگ صدا نميكرد و فقط از اسامي داخل مجموعه استفاده ميكرديم. شخصيت سوك جونگ شخصيت جالبي است و نوع حمايت او از زيردستان (و بويژه دونگيي) جالب است. از اين كه او ميخواست آزاد باشد و بتواند آزادانه به همه جا سرك بكشدخوشم ميآمدمثلا من ميگفتم: «دونگ يي بيا اينجا با تو كار دارم» يا ديگري ميگفت «ملكه اين هيون، كي وقت داري يك قهوه بخوريم؟» هر چه زمان فيلمبرداري جلو ميرفت، صميمت ما بيشتر ميشد. روز پايان فيلمبرداري باور نميكرديم كار تمام شده و هيچكس نميخواست به خانه برود. سر صحنه فيلمبرداري بايد هر روز ريش و سبيل مصنوعي ميگذاشتيد. اين كار چطور بود؟ اعلام شد پوست شما خيلي اذيت شده است. كار راحتي نبود و مجبور شدم به دكتر پوست مراجعه كنم. اين مساله باعث بيخوابي زيادي شد و همين نكته، زير چشمم را سياه كرد. حقيقت امر را بخواهيد، اين مشكل مرا در وضعيت خيلي بدي قرار داد. موضوع را به كارگردان گفتم و درخواست كردم راهحلي برايش پيدا كنند. او به كمك طراح گريم مجموعه، يك كرم مخصوص پيدا كرد كه وقتي قرار بود ريش مصنوعي بگذارم، از آن استفاده ميكردم. بخش زيادي از مجموعه در زماني ضبط شد كه تلويزيون پخش آن را شروع كرده بود. نميتوان انكار كرد كه نوع واكنش تماشاگران و تعداد بينندگان آن، انعكاس ويژهاي سر صحنه فيلمبرداري «دونگ يي» داشت. آيا به اين نكته فكر ميكرديد كه حق اين مجموعه است تا به موفقيت جواهري در قصر دست پيدا كند؟ فكر نميكنم مقايسه اين دو مجموعه با هم كار درستي باشد. آيا تلويزيون كرهجنوبي ميتواند دوباره يك مجموعه درام ديگر شبيه «جواهري در قصر» تهيه كند! تنها شباهت اين دو با يكديگر حضور من و يكي از تهيهكنندگان در هر دو تاي آنهاست. هنگام توليد آن مجموعه ما در شرايط و وضعيت ديگري بوديم. اين روزها مجموعههاي درام زيادي را از شبكههاي مختلف تلويزيوني ميبينيد. طبيعي است كه شمار تماشاگران دونگ يي با «جواهري در قصر» برابر نيست، به عنوان بازيگر، هيچ وقت اين دو مجموعه را با هم مقايسه نميكنم.
|
![]() |
||||||
[ LoxBlog و قالب سبز و Mytheme: برگرفته از سایت های ] [ Sina10Tina: طراحی شده توسط ] |